هرکه از سخن چين پيروي کند، دوست را ازدست مي دهد . [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----8806---
بازديد امروز: ----6-----
بازديد ديروز: ----32-----
دل نوشته هايم براي ...

 

   1   2      >
نويسنده: آرام
چهارشنبه 6/6/1387 ساعت 2:21 صبح

بابا که نيست قيافه ام ديدنيه


يه دسته پول دستم


ومدام مينويسم :


15000تومن 10 گوني گچ سمنان


5000 تومن کرايه آژانسي که ميلگرد آورد


30000 تومن کلاس زبان سعيده


7000 واسه سمينار ( 50 تومنشو خودم دادم بابا يادت باشه!!!)


و


.


.


.


همه اينا به کنار راننده آژانس هم هستم ! طبق برنامه روزي 3 نوبت ميرم بيرون توي اين گرما اضافه کارام بمونه !


به بابا که زنگ ميزنم گزارش کار ميدم:


3تا چک داري شما 12، 14، 16 شهريور، بابا بر وبچه هاي مجموعه ... پول ندارن خوردن به بي پولي ميگم آقا 600 تومن ميخوام دو تا قسط بدم ميگن فردا ، فردا ميشه پس فردا ، پس فردا ميشه پس پسون و...


بابا ... عمو گفت بهت بگم واسه ميلگرد حسينه چک نوشتي واسه آقاي ...؟


خوب از من خدافظ گوشي رو ميدم مامان وبچه ها ...


 


دلم ميخواد خودمو لوس کنم عين سعيده که پشت تلفن کلي قربون صدقه ميره ( اين دفه الکي الکي هي دلتنگي ميکنه انگار اولين باره بابا رفته مکه !! لوس)


اما نميشه ! خير سرم شدم فرزند ارشد خانواده که جور همه رو بکشم  وعين مامانا بالاي سر علي وسعيده باشم  


عزيز جون ميگه : آقا آرام!! ميگم عزيز من دخترما ! ميگه درست اما عين پسر کاراي باباتو ميکني ! ميگم نمي شه عين دختر باشم وکاراي بابامو بکنم ؟؟؟؟؟؟ زور وا الله واسه اثبات توانايي  خانم هاي محترم خودتو بکشي بعد تازه بهت بگن آقا !


     وهي بگن اگه مرد بود فلان ميشد ،‏ کار دختر نيست ،‏چرا با مردا لج ميکني تند ميري؟ ميخواي هيدروليک فرمون ماشينو در بيارم انقد تند نري؟،‏واي که چقدر مغروري !!‏ و...


داده ونداده ات رو شکر خدا جون !


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
سه‏شنبه 29/5/1387 ساعت 2:36 صبح



نيمه شعبان سال قبل 


همسايه سر کوچه هر سال نيمه شعبان نذر آش داره امسال همسايه ي ته کوچه هم تصميم گرفته آش بپزه!


همسايه ي سر کوچه بهش ميگه آقا شما اين کارو نکن تو يه کوچه 16 متري همچين جالب نيست تفرقه باشه ما که داريم ميپزيم شما فردا بپز


آقاي همسايه ي ته کوچه ميگه : نميشه ، منو وارد کاراي خصوصيتون نکنين! من فردا ميخوام غذا بدم من سوي خود شما سوي خود


آش دو طرف پخته ميشه همسايه ي سر کوچه از اونجايي که آدم خوش برخورد وخوش زبونيه مراسمش خيلي عالي برگزار ميشه وهمسايه ي ته کوچه همه ي آشي که پخته رو فردا شبش ميبره ميده يه جايي که از دستش خلاص شه ....


 


نيمه شعبان امسال


همسايه سر کوچه بازم با احترام به آقاي همسايه ي ته کوچه ميگه :آقا چرا اين جوري برخورد ميکني ؟ بيا وامسال کار پارسال رو تکرار نکن


همسايه ي ته کوچه زير بار نميره ، همسايه ي سر کوچه اين بار آش رو يه جاي ديگه ميپزه همسايه ته کوچه وقتي ميشنوه که همسايه ي سرکوچه امسال واسه اينکه حوصله نداره اعصابشو با اين آدم خورد کنه ورفته،‏ميگه : به به !!‏چه خوب !


همسايه ي ته کوچه ما هر سال دو شب نذري داره البته يه شبش مال همه کوچست که کمک کردن وپول دادن


همسايه ته کوچه مامرتب به همه ميگه: اون موقع که شماها تو خونه خواب بودين من داشتم غذا ميپختم توي گرما !


همسايه ي ته کوچه ي ما به مهمونا ميگه : من چک سفيد امضا دارم واسه اين صندلي ها کثيفش نکنين!


همسايه ي ته کوچه ي ما به بچه ها ميگه : چشم وصورتتون به ... ،مواظب باشين با فشفشه وآتيش بازياتون صندليا نسوزه !


همسايه ي ته کوچه ما اونقدر خوش زبون که همسايه هاي ديگه باهاش قهرن و اونايي هم که ميرن دل خوش کردن به اينکه مجلس آقا امام زمانه


همسايه ي ته کوچه ما هر سال نيمه شعبان نذري ميده ........................................


 


پي نوشت : آقا ما رو ببخشيد که واسه اومدن شما اين همه آماده ايم......!!!


 ما رو ببخشين که به اسم تولد شما هر سال فقط آش ميخوريم تو خيابونا شربت وشيريني سرو ميکنيم



ماروببخشين که يادمون ميره نيمه شعبان بايد فرهنگ ساز باشه نه اينکه ...


ماروببخشين که يادمون ميره ليواناي شربتمون رو نريزيم تو خيابون


ماروببخشين که به بهانه ي نذري ونيمه شعبان باشيطان دست دوستي ميديم ومنم منم هامون گوش آسمون رو کر ميکنه


مارو ببخشين که به بهانه ي شما بذر کينه وقهر رو توي دلهامون ميکاريم ...


آقا ببخشيد که انتظارما توي آش رشته وشيريني وشربت و... خلاصه ميشه


آقا .................... ببخشيد


ارادتمند : آرام طوفاني


 


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
پنجشنبه 24/5/1387 ساعت 2:47 صبح

به نام خدا


خدمت برادران کفن پوش وهميشه آماده به خدمت ، سلام عرض ميکنم


از آنجا که طبق اطلاعات واصله يکي از دوستان عزيز وبسيار بسيار فرهنگيتان ، سخناني در جهت دوستي با مردم زبونم لال اسرائيل  زده است بنده ضمن محکوم کردن اين حرکت شنيع خواستم ياد آوري کنم لازم است بعد از 3 سال


جدي جدي کفن ها را دوباره از داخل صندوق هاي خانه تان دربياوريد ونشان ما ايادي استکبار جهاني واصلاح طلبان سوسول بدهيد که هنوز هم در صحنه تشريف داريدوبار ديگر مثل قديم ها مشتي محکم بر دهانمان بزنيد وخاطره ي دوران خوش کفن پوشي هاي هر روزه تان را در ياد وخاطره هامان  زنده نماييد و بيني وبين الله توي اين 3 سال براي يک بار هم که شده عدالت را رعايت فرماييد


ارادتمند : آرام طوفاني


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
شنبه 19/5/1387 ساعت 2:13 صبح

امشب اتفاقي داشتم سخنراني آقاي احمدي نژاد رو در جمع خبرنگارا نگاه ميکردم . اصولا از همه صحبتاي آقاي احمدي نژاد ميشه تيکه هاي ناب وتاريخي در آورد اما از اونجايي که فقط دو قسمتش رو گوش دادم از گذاشتن قسمتهاي ناب بيشترمعذورم!


 


ايشون گفتن:


 چرا ما روزنامه ي 2 مليون تيراژ چاپ نکنيم ؟ ما ميتونيم ، دنيا ميخواد حرفاي ما رو بشنوه  چطور کساني که حرفي براي گفتن ندارن همچين کاري بکنن وشما که کلي حرف درست دارين نتونين ؟ ما ميتونيم


بنده از همين جا از ايشون تقاضا دارم همون روزنامه هاي داخلي منتقد رو اجازه بدن چاپ بشه وبه سرنوشت روزنامه هاي پرخواننده اي مث شرق وهم ميهن دچار نشه ،  ما قانعيم !


 


درجاي ديگه اي از سخنانشون فرمودن :


ما بايد افق هاي جهاني ترسيم کنيم ...


بازهم تقاضا دارم بي خيال جهان وجهانيان وافقها ش بشيم وتو همين 1 سال باقي مانده بچسبيم به مملکت خودمون و شاهکارايي که زديم رو رفع ورجوع کنيم . اصلا همه ي شاهکارا رو هم بي خيال!! همون جنبش اقتصاديمون رو سر وسامون بديم ! البته تا الان جنبش ساماندهي بزرگ اقتصاديمون وزير نداشت حالا که داره حتما سحر نزديکه و فقط صبر لازمه که الحمد الله والمنه ايراني جماعت اين يکي ويژگي رو داره خوبشم داره !حد اقل  تو اين 3 سال رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد نشون داد !!


 


 


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
پنجشنبه 20/4/1387 ساعت 1:10 صبح


اپيزود اول :


رو دروديوار دانشکده تبليغاتي زدن با عنوان : " مصباح حقيقت " بسيج دانشگاه علوم پزشکي تهران برگزار ميکند جلسه اي براي آشنايي با آراي شهيد متفکر مطهري .........


لبخندي محو صورتم رو مي پوشونه ... ! درس تبليغات وارتباط اين ترم بد جور ظريف بين ونکته بينم کرده ! کوچکترين تبليغي  ذهنم رو مشغول ميکنه . در اصول تبليغات ،اصلي داريم به نام " تبليغات زير آستانه اي " در اين مدل تبليغ، کلمات وجملات به صورتي محو از جلوي چشم بيننده رد ميشن ودر ذهنش ميمونن وجاهايي که بايد خودشون رو نشون ميدن مثلا علامت يه ماده شوينده که توي يه فيلم کاملا اتفاقي ميبينيد در خريدن اون ماده شوينده توسط شما حتما موثر ...


حالا امروز مصباح حقيقت اگر چه ظاهرا يه اسمه اما درواقع داره اين پيام رو به تو ميده که : آقاي مصباح يزدي هم چون مطهري مي انديشد و همچون او ، ميتوان به عنوان ايدئولوژيست نظام جمهوري اسلامي روي او حساب کرد وهمه اينها در حالي است  که آقاي ناطق نوري در برنامه محرمانه گفته بود : هنوز هم بعد از اين همه سال براي شهيد مطهري مشابهي نداريم ويا صحبت آيت الله سيستاني خطاب به يکي از وزراي دولت اصلاحات که: بعد از 30 سال از شهادت مطهري ، آيا کسي مانند او را تربيت کرده ايد ؟


ترکيب مصباح حققيت خاطراتي رو در ذهنم تداعي ميکنه .....


 


فلاش بک 1:


در مجلس بحث داغي در گرفته ، عده زيادي مخالف و عده اي موافق ! صداي ياران امام بد جور دراومده ؛  يکي از نمايندگان مجلس که معروفه از شاگردان آيت الله مصباح يزدي است ، در باره ي نظام اسلامي وجمهوريت اين نظام حرفهايي زده که با سخنان امام هيچ هم خواني نداره !  نکته اين جاست که اين حرفها در صحن مجلسي زده شده که خود نماد جمهوريت نظام است!! عجيب تر اينکه اين طرز تفکر به نام امام تموم ميشه ...


 


فلاش بک 2:


آقاي دکتر حميد انصاري کتابچه اي تحت عنوان " ميزان راي ملت است " رو در پاسخ به اظهارات آيت الله مصباح يزدي و آقاي محسن غرويان( نماينده مجلس) مي نويسند ومفصل به تشريح آراي امام درباره ي جمهوريت نظام مي پردازند وميگويند : " جمهوريت واسلاميت دو قيد تفکيک ناپذير از حکومت اسلامي مطلوب امام وملت است. جمهوريت ناظر بر فرم وساختار وروابط بين ساختارهاي نظام است واسلاميت ناظربرمحتواي آن . در جامعه اسلامي ، جمهوريت بدون اسلاميت نظامي طاغوتي است و اسلاميت ، تنها در قالب حکومتي متکي بر خواست وراي ملت امکان تحقق واقعي ميابد . تحميل راي درانتخابات که حق مشروع مردم است شرعا وعقلا جايز نيست . نامگذاري نظام اسلامي به نام جمهوري اسلامي ناشي از شرايط اضطراري ويا وارداتي غربي نيست واين نام ساختار وعنوان رسمي نظام است براي حال ونسل هاي آينده . ولايت فقيه رکن بارز مشروعيت نظام وعمود خيمه انقلاب اسلامي است وبين حق راي مردم درتعيين سرنوشت خويش وانتخاب ارکان نظام هيچ تعارضي وجود ندارد... " ( اين کتاب توسط موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني چاپ شده )


 


فلاش بک 3:


هيئت محبان اهل بيت کاشان که حاصل جمع شدن عده اي رزمنده و جانباز وخانواده شهداست ، به رسم هر ساله براي ارتحال امام مراسم داره ( تنها هيئتي در کاشان که چنين مراسمي رو داره ) پدر ودوستانشون از آقاي محتشمي پور دعوت ميکنن ، اين رسم هيئت که از ياران امام دعوت بشه تا اونها فارغ از مسائل سياسي وجناحي انديشه هاي امام رو تبيين کنند .  آقاي محتمشي پور سخنراني جالبي داره ومن براي اولين بار از ايشون حرفهايي در باره ي" فرقه ي مصباحيه " ميشنوم وبرام جالبه که يکي از  ياران امام و البته از طايفه اصلاح طلب با اين جسارت در باره فرقه اي صحبت ميکنه که هيچ کس نه تا به حال ازش حرفي زده ونه خطرش رو گوشزد کرده ... شنيدن اين  حرف ا زجانب کسي که امام او رو داراي هوش سياسي دونستن ( امام د رمورد دو نفر اين صفت رو به کار بردن يکي آقاي محتشمي پور وديگري حاج احمد آقا ، البته بنده نقل به مضمون مي کنم در صحيفه امام هست ) جالبتر به نظرميرسه ...


 


فلاش بک 4:


صحبت هاي آقاي  مصباح يزدي درباره حکومت اسلامي واينکه در اسلام جمهوري نداريم خيلي برام عجيبه ! به بابا ميگم من با اين سن کم ميتونم براي ايشون استدلال کنم که وقتي علي (ع) بعد از 25 سال سکوت از طرف مردم براي خلافت دعوت ميشن و ايشون ميفرمايند : اگر اصرار مردم نبود ..... افسار شتر خلافت را ...  يعني ميزان راي مردم است !! واقعه اي از اين بالاتر براي اثباث جمهوريت در اسلام ميخوايم مگه !!؟؟


 


اپيزود دوم :


آقاي محتشمي پور اين بار با حساسيت بيشتر وتند تراز قبل واين بار دراصفهان  درباره خطر فرقه مصباحيه وافکار متحجرانه اعلام خطر ميکنه ، بلافاصله بعد از اين سخنراني حمله ها شروع ميشه وطبق معمول خانم رجبي شديدتراز همه موضع ميگيره


 کسي که داعيه اسلام داره به راحتي روحاني با سابقه ي نظام رو زير سوال ميبره وکسي هم لام تا کام حرفي نميزنه !


در مملکتي که فرياد مي کنيم امام زمانيست اينگونه آبروي آدمها زير سوال ميره وهيچ کس دم بر نمياره  چطور ميشه که خانمي (!) اينچنين شخصيت هاي ما رو با قلمش زير گيوتين ميبره و از طرف ديگه معجزه  ي هزاره سوم مينويسه !!! نکته جالب تردر اين نامه سوالاتي است که خانم رجبي درباره ي شخصيت وطرز تفکرآقاي محتشمي پور مطرح ميکنه ، البته بهتر بگم اتهاماني ميزنه که باعث ايجاد سوال در ذهن نسل سوم ميشه وکسي نيست تا به اين سوالت پاسخ بده


درجايي از نامه اشاره ميشه به اينکه آقاي محتشمي پور خائنن چون درباره ي جنگ عراق وکويت نظراتي داشتن ... از پدر در اين باره پرسيدم وايشون با خنده جواب دادن که آقاي محتشمي پور معتقد بود بايد براي مقابله باآمريکا در جنگ با کويت ، همراه عراق باشيم، اين نظر رو مرحوم آيت الله مشکيني ( رئيس مجلس خبرگان ) وآيت الله حائري شيرازي


( امام جمعه وقت شيراز ونماينده ولي فقيه) هم داشتند !! اما آقاي محتشمي پور به خاطر اين نظر خونش مباح ودو بزرگوار ديگه .... !!!؟


 ومن که واقعا منتظرم تا بلکه با دعاي خانم رجبي موتوابغيظهم بشيم !! براي خودم متاسف ميشم که  فاطمه رجبي شده بلندگوي اصولگرايي و مدرس تاريخ انقلاب ( ايشون استاد درس انقلاب وريشه هاي آن در دانشکده صدا وسيما هستند !!!)


 


اپيزود سوم :


آقاي محتشمي پور درباره ي سخنرانيشون در اصفهان با اعتماد ملي در تاريخ 3/4/87 مصاحبه ميکنه و محکم تر از دفعه قبل اعلام خطر ميکنه ، دلايل مفصلي براي حرفهاشون ميارن ومعتقدن نام فرقه ، برازنده ي اين طرز تفکر ... بعد از خوندن روزنامه براي اين بزرگوار آرزوي سلامتي مي کنم وبه بابا ميگم:  بعد از مدتها يکي پيدا شده که در جو ضد انتقاد وضد مخالف جامعه ( به سرنوشت فرزاد حسني در کوله پشتي ، مثلث شيشه اي وصدها نفر از اينها بالاتر از صدر تا ذيل مملکت مراجعه شود !) با اين صراحت وشجاعت حرف بزنه ، الحق والانصاف که يار خلف امامه .....  چرا نذاشتين سر اون ماجراي مصباح حقيقت مطلب بنويسم وبزنم رو برد دانشگاه ؟؟!! بابا نگاهي ميکنه وميگه : چون ايشون آقاي محتشمي،  توهم يه دانشجوي آس وپاس!!


 


اپيزود چهارم :


چراغ حقيقت جز در دستان مطهري ،  برازنده ي هيچ کس نيست 


 


 ارادتمند : آرام طوفاني


 


 پي نوشت : خواستم از رجب بنويسم وليله الرغائب و...  يادي کنم از فرزاد حسني که اگرچه با بعضي برخوردهاش مخالف بودم اما معتقدم اگر ليله الرغائب اين چنين بر سر زبانها افتاد ابتکار او وکوله پشتي بود .


شب آرزوها حتي براي مذهبيون هم جز سالي يک بار سرزدن به مفاتيح وياد آوري چنين شبي ، مفهوم ديگه اي نداشت وامروز اولين 5شنبه ماه رجب اين چنين بر سرزبانها افتاده


 هر جا هست براش آرزوي موفقيت مي کنم واميدوارم بيش از اين به خاطر تعصب وعدم انتقاد پذيري مسئولين که هر روز ادعاي بيشتري براي شنيدن نقد دارند، از تلوزيون دورنمونه


اين خواسته رو رها کردم به چند دليل و مهم ترينش اين بود که فکر مي کنم اگر بنا باشه تو اين ماه خدا نگاهي بهمون بندازه لازمه اش اينه که درابعاد مختلف خودمون رو بسازيم . عبادت يک بعد بندگي ماست.  اگر قرار چيزي بنويسم بايد ازمسائلي بنويسم که انگار کسي متوجهش نيست يا اگرم هست براش مهم نيست ...


شايد به برکت ماه رجب مصلحت انديشي وبي تفاوتي رو کنار بذاريم وبيشتر حواسمون به دور وبرمون باشه وبفهميم از ماست که بر ماست!


التماس دعا به همه ...


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
سه‏شنبه 21/3/1387 ساعت 2:12 صبح

آقا سلام


اگرچه اين روزها هواي حوصله ابري است اما هر روز که مي گذرد، هواي مسموم بي تفاوتي، ريا، دروغ وافترا بد جور ريه هاي ذهنمان را پر ميکند . يادم هست آيت الله توسلي در آخرين سخنرانيش ، آن لحظه که نفس هاش در راه نفس هاي تو به شماره افتاد، گفت :


" امام آمد ارزش هاي انقلاب را بگويد ، تهمت نزنيد، دروغ نگوييد، ريا نکنيد "


اما چه کنيم که انگار همه از تو فقط نامت را ميخواهند براي ثابت کردن خودشان! حرف هايت را فراموش کرده اند وخود آنچه گفته اي را تفسير مي کنند وحکم مي دهند .


مسخره مان مي کنند و ميگويند تازگي ها همه تان يار امام شده ايد !!!


تا الان دين بودند ، وکيل وصي همه دنيا بودند، نماينده تام الا ختيار امام زمان "عج" بودند ، افتخار ياري تو را هم براي خودشان مصادره کرده اند وتاب نمي آورند ما هم بباليم که گوشه اي از اين انقلاب رد پاي ما هم هست ... ما شده ايم يار آمريکا وجيره خوارغرب!


 


پيش ترها گفته بودم شکا يت کساني را نزد تو مي آورم که اينجا شکايت کردن از آنها ، استغفرالله مي خواهد و بايد هزار جور جواب پس بدهي


حالا هم شکايت دارم ودلم گرفته ......


آقا من دلم گرفته چون در مملکت امام زمانيمان مدير مسئول يک روزنامه که خود را يار تو مي داند، پايبند به اصول نظام جمهوري اسلامي مي داند ، وکيل الرعايا مي داند ، به راحتي آب خوردن مرجع تقليدي را زير سوال مي برد وکسي دم بر نمي آورد ! آن هم مرجعي که از شاگردان بنام تو بوده وميراث دار نظريه ي فقه پويايي است که تو به آن معتقد بودي .


آقا جان درد من نقد نيست که ما پيرو مولايي هستيم که فرمود : نگاه کن چه مي گويند نه آنکه که مي گويد ؛ درد من درست همان چيزي است که ميگويد ! که مي گويند ...


 


من دلم گرفته چون آرمان هاي تو را آنگونه که مي خواهند تفسير مي کنند ، تو مي گويي نظام جمهوري اسلامي ووقتي خبرنگاران خارجي در نوفل لوشاتو مي پرسند جمهوري  اسلامي چيست ؟ ميگويي همين جمهوري که شماها داريد البته اسلاميش ، آن وقت مي گويند ما در اسلام دموکراسي نداريم !!!!


تو ميگويي اسلام آمريکايي نمي خواهيم مي گويند تحويل بگيريد ، منظور امام اسلام شماها بوده است !


تو مي گويي نيروهاي نظامي وارد سياست نشوند وما عين سخن تو را نقل مي کنيم ، مي گويند مي خواهيد ما را خفه کنيد ، مي خواهيد جلوي صداي ما را بگيريد ومنظورامام ما نبوده ايم !


 


من دلم گرفته چون وقتي يادگارت سيد حسن خميني ، آرمانهايت را - به رسم پدر – آرام اما صادقانه به زبان مي آورد عده اي هماهنگ با هم تا مي توانند زير سوالش مي برند ، اورا منتسب به يک جريان مي دانند ومثلا افشا گري مي کنند و بعد هم خودشان با همان هماهنگي اوليه ، توهين به ايشان را تقبيح مي کنند وبراي ساکت کردن ياران امام ، سايتي که متعلق به خودشان است ، بلندگوي افکار وايده هاي خودشان است ، مداح سياست هايشان است را مي بندند ! شايد هم اين روزها وقت همان تصفيه حساب هايي است که خودت در تاريخ 23 آبان 61 پيش بيني کرده بودي : " اينجانب هيچ گاه ميل نداشتم وندارم که درباره نزديکانم سخني بگويم يا دفاعي کنم ليکن علاوه بر آنکه در پيشگاه حق – جل جلاله_ مقصرو مجرم هستم واز درگاهش طلب عفو بخشش دارم ... ودر نزد مسلمانان وملت عزيز اعتراف به قصور وازآنان طلب آمرزش دارم، ليکن در پيش بعضي گروه ها واشخاص گناهاني نابخشود ني دارم واحتمال قوي ميدهم پس از من ، براي انتقام جويي از من به بعضي نزديکان ودوستانم تهمت هايي که من آن ها راناروا مي دانم ، بزنند. و به آتشي که بايد مرابسوزانند، بسوزانند واحيانا به صورت دفاع از من ، انتقام مرا آن ها بگيرند ... "


 


آقا جان ؛ 19 سال کم نيست ................................. 19 سال نبودي اما ديدي چه مي گذرد بر ما


کوچکتر که بودم رسم خانه بود بعد از شستن دست ورو، روي دست بابا به ديوار بچسبم وهمين عکست را ببوسم !


من بزرگ شده ام


علي ،نوه ات هم ( که حالا براي خودش مردي شده وبايد بگويم علي آقا)


وصد ها من وعلي ديگر ...


اما دلم مي سوزد از اينکه خيال مي کنند چون کوچک بوديم وبا چشم کودکيمان ، تو را ديدم، يادمان رفته يا اصلا چيزي نمي دانيم وميتوانند به نام تو هرچه مي خواهند به خوردمان بدهند ...



من نسل سوم اين انقلابم از همان گهواره خواب ها که اميد تو بودند اگر دلم مي سوزد نه براي اينکه از دين گريخته ام ، نه براي اينکه آمريکايي وغربزده شده ام ، نه براي اينکه ضد ولايت فقيه ام ، نه ... که اتفاقا از سر درد وجودم فرياد مي شود .


من نسل سوم اين انقلابم ووقتي مي بينم کساني که تو را ودوران تو را درک کرده اند، اينگونه اصول انقلاب را زير پا مي گذارند واصول گرايي را فرياد مي کنند، دلم مي گيرد


 


من دلم گرفته اما در نوزدهمين سال رفتنت ، از تو مي خواهم دعايمان کني که جز حق نگوييم و از غير حق نترسيم ....


ارادتمند : آرام طوفاني


پي نوشت : براي سالگرد رفتنت نوشتم پارسي بلاگ سر ناسازگاري داشت نشد بفرستم ؛‏خودت يادمان دادي هيچ وقت دير نست حتي بعد از 2500 سال


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: آرام
سه‏شنبه 24/2/1387 ساعت 6:12 عصر

حکايت دو خط نوشتن وآسوده شدن نيست


ميگفت - البلا للولا - که کاش بلا بود وکاش ولايي !


حکايت ، حکايت فاصله اي است به عمق اشک هاي نريخته وبغض هاي کالي که ماند تا شايد دستي بچيندش وشور ربايش انگشتي ، در کشاکش اين همه درد، آغوش بگشايد برايش


حکايت ، حکايت  اضطراب ممتد زندگي شهري و دويدن ها ورسيد نهاي نيمه کاره ونرسيدن هاي هميشگي نيست


حکايت اين همه از دست دادن براي يافتن چيزي که معلوم نيست خواهد امد يا نه !


کارازاين ها گذشته !حکايت،  حکايت گستره اي از تشويش است و سيطره اي از سکون (1) سکون درعين تحرک


درد ناک تر است اگر تجربه کرده باشي وتشويش هولناک ،اگر، دستي نباشد براي پاک کردنش از صفحه ي دل


مي گفت - با هرچه عشق نام تور ا مي توان نوشت - من بي سوادم يا نام تو اينقدر سخت است ؟


ودرد .......................


ودرد .............................................


ودرد .............................................................


در من هنوز ادامه دارد


کجاي اين همه تشويش ايستاده اي ؟


1) وامدار محمد رضا عبدالملکيانم


 



    نظرات ديگران ( )
   1   2      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [6/6/1387- 2:21 ص] بدون شرح تر از اين ميشه ؟؟؟؟؟
    [29/5/1387- 2:36 ص] منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن!!!!
    [24/5/1387- 2:47 ص] هر دم از اين باغ بري ميرسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    [19/5/1387- 2:13 ص] توصيه هايي به آقاي احمدي نزاد !
    [20/4/1387- 1:10 ص] اين الرجبيون ؟؟؟؟؟؟؟؟
    [21/3/1387- 2:12 ص] دلم به بوي تو آغشته است ....
    [24/2/1387- 6:12 ع] وکسي نيست پشت چشمانم ...
    [28/11/1386- 6:10 ع] در اين زمانه ي بي هاي وهوي لال پرست ...
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • پيوندهاي روزانه

  • فهرست موضوعي يادداشت ها

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  •